نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » آرشیو برچسب: دانلود رمان آسمانی ها pdf

بایگانی برچسب ها: دانلود رمان آسمانی ها pdf

دانلود رمان آسمانی ها با لینک مستقیم

دانلود رمان آسمانی ها با لینک مستقیم

دانلود رمان آسمانی ها با لینک مستقیم

نام رمان : آسمانی ها

به قلم منیر

ژانر : اجتماعی

تعداد صفحات

دانلود رمان آسمانی ها با لینک مستقیم

خلاصه رمان آسمانی ها :

من کوچیک شمام منیر خانوم، اون خدا بیامرزها دستشون از دنیا کوتاهه کنار آق بانو ایستادم، با پشت دست نم اشکش را گرفت .اخمهایم در هم شد، با دستم به او اشاره زدم تا گوشی را بدهد .به آرامی به گونه اش چنگ زد .دستم را دراز کردم و گوشی را از دستش کشیدم، صدای جیغ خاله منیرم از گوشی بیرون زد: -زنیکه ی غربتی، پاشدی اومدی وسط خونه زندگی دختره چنبره زدی؟ آخه عقده ای می خوای پول و مالشو بکشی بالا؟ حالا واسه من بزرگتری می کنی؟ اون دختره ی احمق حالیش نیست که دو تا انتر دور و بر خودش نگه داشته… نفسم را بیرون فرستادم و گفتم: -شما به این دختره ی احمقو این دو تا انتر چی کار داری خاله؟ خاله منیر با شنیدنِ صدایم، جا خورد .چند لحظه مکث کرد و با خنده ای که عصبی ام می کرد، گفت: -ئه، سلام خاله جون خوبی؟ -خوبم خاله، از احوالپرسی هاتون انگار آماده ی انفجار بود: -خاله من باید گله کنم یا تو؟ خودت ازمون کناره گرفتی، خودت ما رو آدم حساب نمی کنی، خوب شایدم حق داری، منم دو تا ماشین داشتم و شش تا مغازه تو گلسار و منظریه، یکی از خونه هام منظریه بود و یکی هم گلسار بود و زمین و ملک و املاک داشتم تو مطهری، خاله که سهله، واسه خدا هم بندگی نمی کردم، خبر دارم جلوی دانشگاه چطوری پسرمو سکه ی یه پول کردی، بازم اون دوستِ عزیزت فرشته اومد پشتتو گرفت، از این ور هم آق بانو نیش و کنایه می زنه که تو رو اذیت نکنیم، نکنه ما دیو دو سریم و خودمون خبر نداریم؟ به خیالت که دوستتو و کنیز خونه واسه ی تو کَس و کار میشه؟ از ما بریدی که چی؟ ترسیدی پولاتو بکشیم بالا؟ بعد به پسر من گله می کنی که ما خبرتو نمی گیریم؟ دیگه باید چی کار کنیم؟ مگه دعوتت نکردم ناهار بیای خونه؟ خوب چی؟ چی شد؟ چرا نیومدی؟ گوشیتم که خاموش بود تا الان که من نتونم زنگ بزنم…. خاله منیره یک نفس متلک می گفت و گله می کرد .این روزها حوصله ی خودم را نداشتم، چه برسد به او و مزخرفاتش .تماس را قطع کردم .سر چرخاندم و نگاهم روی چشمانِ سرخ آق بانو ثابت ماند، با هق هق گفت: -گیزیم، ما اینجا مزاحمتیم؟ به ابوالفضل قسم اگه بدونیم ذره ای مزاحمیم میریم تبریز پیش پسرامون، بخدا اگه یه ذره چشممون به مال و اموالت باشه، گوربانوم سنه، خاطر خودت واسه من و مشتی عزیزه، تو اینقدری بودی من بزرگت کردم و با دستش کمرش را نشان داد و دوباره با صدای لرزانی گفت:

 

 

Related Posts

  • 66
    دانلود رمان با تو تا ابدیت جلد دوم با لینک مستقیم نام رمان : با تو تا ابدیت جلد دوم به قلم : مبینا ق ژانر : رمان عاشقانه تعداد صفحات : --- دانلود رمان با تو تا ابدیت جلد دوم با لینک مستقیم خلاصه رمان با تو تا ابدیت…
    Tags: با, رمان, تو, تا, دانلود, و
  • 63
    دانلود رمان باز دوباره من و تو با لینک مستقیم نام رمان : باز دوباره من و تو به قلم :‌طناز بیدبرگ ژانر : رمان عاشقانه/ رمان طنز تعداد صفحات : --- دانلود رمان باز دوباره من و تو با لینک مستقیم خلاصه رمان باز دوباره من و تو :…
    Tags: و, رمان, من, که, می, تو, دانلود, به, با
  • 62
    دانلود رمان عشق و احساس من با لینک مستقیم نام رمان : عشق و احساس من به قلم فرشته 27 ژانر : رمان عاشفانه تعداد صفحات   دانلود رمان عشق و احساس من با لینک مستقیم خلاصه رمان عشق و احساس من : با همون پوزخند مسخره ش گفت نه…
    Tags: و, من, می, که, به, رمان, با, از, تو, دانلود
  • 61
    دانلود رمان ساعت اخر با لینک مستقیم دانلود با لینک مستقیم
    Tags: دانلود, با, رمان, ها, و
  • 61
    دانلود رمان بامداد و سی دقیقه با لینک مستقیم نام رمان : بامداد و سی دقیقه تعداد صفحات : 511 صفحه به قلم ghalamoo ژانر : رمان عاشقانه /  رمان جنایی / رمان پلیسی دانلود رمان بامداد و سی دقیقه با لینک مستقیم خلاصه رمان بامداد و سی دقیقه :…
    Tags: و, رمان, می, ی, دانلود, با, به, از, را, که

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است